و پیر می شوم
با آبها، کوهها ،جنگلها
و جوان می شوم
با سنگها
باز می رسم به انتهای تیره شیطان
مرگ و مرگ
کوچکترین الهه دروغین عشق
دیوارهای پوسیده داغ
دستهای گنهکار ابلیس های کوچک
من وشقایق و نگاه
پیر می شویم
صبح ها
و جوان می شویم
در انتهای هرروز
و آخرین سنگ
در آستانه پله های غبار
زیبنده ترین حلقه
انقطاع من و تو
- در من ابلیس مرده است –
(( دیو چو بیرون رود فرشته درآید))